الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
260
إحياء علوم الدين ( فارسى )
المؤمن من الوالدة الشّفيقة بولدها ، اى ، بدان خداى كه نفس من در تصرف اوست ، هر آينه خداى بر بندهء مؤمن خود مهربانتر از مادر مشفق است بر فرزند خود . و در خبر است : ليغفرنّ اللّه يوم القيامة مغفرة ما خطرت قطّ على قلب احد حتّى انّ ابليس ليتطاول رجاء ان تصيبه ، اى ، هر آينه خداى - عز و جل - بيامرزد روز قيامت آمرزيدنى كه هرگز در دل كس نگذشته باشد تا به حدى كه ابليس گردن برافرازد بر اميد آن كه به دو رسد . و در خبر است [ 193 ] : انّ للَّه تعالى مائة رحمة ادّخر منها عنده تسعا و تسعين رحمة و اظهر منها في الدّنيا رحمة واحدة بها يتراحم الخلائق فتحنّ الوالدة إلى ولدها و تعطف البهيمة على ولدها فإذا كان يوم القيامة ضمّ هذه الرّحمة الى التّسع و التّسعين ثمّ بسطها على جميع خلقه و كلّ رحمة منها طباق السّماوات و الارضين . قال فلا يهلك على اللّه يوم القيامة الاّ هالك ، اى ، بدرستى كه خداى را صد رحمت است ، نود و نه از آن ذخيره كرده است و در دنيا يك رحمت از آن ظاهر كرده است كه آفريدگان بر يك ديگر بدان بخشايند ، پس مادر به فرزند خود آرزو برد و ستور بر بچهء خود مهربانى كند ، پس چون روز قيامت باشد اين رحمت با نود و نه ضم گرداند ، پس آن را بر همه خلق بگستراند ، و هر رحمتى از آن چند طبقههاى آسمان و زمين است . گفت : پس هلاك نشود بر خداى در قيامت مگر كسى كه اهل هلاك بود . و در خبر است : ما منكم من احد يدخله عمله الجنة و لا ينجيه من النّار ، قالوا و لا أنت ، قال و لا انا الاّ ان يتغمّدنى اللّه برحمته ، اى ، هيچ كس نيست از شما كه عمل او او را به بهشت برد و از آتش برهاند . گفتند : نه تو . گفت : و نه من ، مگر آن كه خداى - عز و جل - مرا به رحمت خود بپوشد . و گفت : اعملوا و أبشروا و اعلموا انّ أحدا لن ينجه عمله ، اى ، كار كنيد و شاد باشيد و بدانيد كه هرگز كسى را عمل او نرهاند . و گفت : انّى اختبأت شفاعتى لاهل الكبائر من امّتى ، أ ترونها للمصلّين المتّقين بل هي للمخلطين المتلوّثين ، اى ، بدرستى كه من پنهان داشتهام شفاعت خود را براى اهل كباير از امت خود ، نپنداريد كه آن براى نماز گزارندگان و پرهيزكاران است ، بلكه براى مخلطان « 46 » آلودگان است . و گفت : بعثت بالحنيفيّة السّمحة السّهلة ، اى ، به دين مايل از شرك كه در آن مسامحت است و آسان است فرستاده شدهام . و گفت : احبّ ان يعلم اهل الكتابين انّ في ديننا سماحة ، اى ، دوست دارم كه جهودان و ترسايان بدانند كه در دين ما آسانى است . و دليل بدين معنى آن است كه حق تعالى استجابت فرموده است مؤمنان را در دعاى ايشان : لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً ، « 47 » اى ، بر ما گرانى منه . و گفت : وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ ، « 48 » اى ، گرانى ايشان سختيهايى كه بر بنى اسرائيل بود از ايشان وضع كند « 49 » . و محمد بن حنفيه از على - رضى اللّه عنهما - روايت كرد كه چون از حق تعالى
--> ( 46 ) مخلط ، آن كه به هر كارى در آميزد و در آن فساد افكند . ( 47 ) بقره 2 - 286 . ( 48 ) اعراف 7 - 157 . ( 49 ) وضع كردن ، برداشتن ، كاستن .